طولانی ترین وغمگین ترین شب سال
سلام!
امیدوارم که فصل زمستان را با خوبی و خوشی آغاز کرده باشید
ودلهایتان همیشه گرم و مهربان باشد.
شب چله امسال برای ما بسیار غم انگیز و ناراحت کننده بود ...
درست در شب چله یکی از بستگان نزدیکمان فوت کرد (همسر عمو رضا ) مادری بسیار مهربان و صمیمی که هنوزم رفتنش در باورمان نیست ...
یکبار دیگر تمام خاطرات کودکیمان در محل زادگاه از جلو چشمانمان رژه رفتند ...
من در سکوت غم انگیز خانه عمو رضا میدیدم که همه افراد فامیل سرمای غم انگیز زمستانی را تا اعماق وجود شان احساس کرده اند وهمه در حال مرور خاطراتشان با زن عموی مهربان هستند ...
گریه های رسول پسر عموی عزیزم بد جوری دلم را آتش زد...

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۸۵ ساعت 14:41 توسط علي رضا
|