ايالت «جبال
ايالت «جبال» را در قرون وسطى «عراق» (باقيد) «عجم» ناميدهاند تا با «عراقعرب» اشتباه نشود. ياقوت حموى در اين خصوص گويد: ايرانيان در اين زمان كلمه«عراق عجم» را به جاى ايالت جبال به كار مىبرند… .
برخى از شهرهاى مشهور ناحيه جبال: همدان، بروجرد، نهاوند، اسدآباد، دينور،كرمانشاه، زنجان، ابهر، سمنان، قم، كاشان، اصبهان و طالقان.
اراك - عراق - سلطانآباد - شهرنو
در جاى شهر فعلى اراك ده بزرگى به نام «دسكره» يا «دستجرده» وجود داشته كه ازآثار آن ده، قناتى به نام قنات ده باقى مانده است. بعد از خرابى اين ده بزرگ (كهتاريخ خرابى آن هم تا كنون معلوم نگرديده است) جاى آن باير بوده است تا دراوايل دولت زنديه هشتقلعه در جاى آن ده به ترتيب زير ساخته شده است:
1- قلعه نو كه خرابههاى آن در طرف جنوب شهر، بين خود شهر و قصبه«كرهرود» باقى بود.
2- قلعه حاج طهماسب در زير قلعه نو.
3- قلعه سليمكهخرابههاى آن درزمينهاى «ورزنه» جزء مزارع شهر واقع شد.
4- قلعه خانبابا.
5
- قلعه آزاد مرادآباد كه گويا نزديك «ورزنه» بوده است.
6- قلعه آ(قا) سميع در نواحى پل گردو.
ر7- حصار در غرب رودخانه. (ده كهنه كه آن هم جزء حصار بوده است.)
8- قلعه قادر كه نزديك «كرهرود» واقع شده بود
يوسفخان گرجى اين قلاع هشتگانه را خراب و شهر عراق (سلطانآباد) راتاسيس كرد و مردم آن قلاع را طوعا و كرها به شهر كوچانيد.
علت ايجاد شهر را چنين نقل مىكنند: در آن وقتى كه هيات مسيوگاردانفرانسوى جهت تنظيم قواى چريكى ايران به صورت نظام جديد به اين سرزمينگسيل شدند دو دسته از داوطلبان نظام اوامر سرداران فرانسوى را زودتر و بهتر فراقگرفتند، اول جوانان آذربايجانى بودند كه به نام «سرباز» خوانده شدند و مستقيم زيرنظر عباس ميرزاى نايبالسلطنه قرار گرفتند، دوم جوانان عراقى و مازندرانى بودندكه به نام «جانباز» در تحتسرپرستى يكى از آجودانهاى مخصوص يعنىيوسفخان گرجى اداء وظيفه مىكردند. يوسفخان كه خود مردى متعينو ثروتمند بود در صدد ايجاد قلعهاى برآمد و جاى كنونى شهر اراك را براى آن درنظر گرفت، و در حين ساختمان، صورت شهرى به آن داده شد.
يوسفخان در سال 1222 منصب سپهدارى يافت و به حكومت عراق قبلاز بناى شهر جديد منصوب شد. فتحعليشاه در سال 1227 قمرى او را با جمعى ازسركردگان خود به اتفاق محمدعلى ميرزا دولتشاه براى سركوبى عبداللهپاشا والىبغداد فرستاد والى به شيخ جعفر كاشفالغطاء(ره( كه شاه هم به او ارادت داشتمتوسل شد و او در اين باب وساطت كرد و كار به مسالمت و مصالحه انجاميد.عباس ميرزاى نايبالسلطنه در سال 1238قمرى يوسفخان را براى دفع اكراد كهبه سلماس و آن حدود تجاوز كرده بودند فرستاد و در جنگى كه روى داد اكرادشكستخورده فرار نمودند و جاهاى آنان به دستيوسفخان افتاد.
در سال 1240 كه فتحعليشاه حاكم اصفهان را معزول و محمدميرزا پسر سىو هشتم خود را در سن سيزده سالگى ملقب به سيفالدوله كرد و به جاى وىمنصوب نمود، يوسفخان سپهدار به وزارت او تعيين شد اما يوسفخان در همينسال درگذشت و منصب او به پسرش غلامحسينخان كه در سن هفده سالگى بودداده شد و وى داماد فتحعليشاه نيز گرديد.
دركتاب «دانشنامهايران واسلام»آمده: اراك نام كنونى (نام سابق عراق) براىسلطانآباد پيشين درجلگه فراهان درحاشيه سلسلهكوههاى زاگرس واقع شده، و باتاسيس انبارهاى سوخت وآب در سالهاى جنگ، هميتشهرافزايشفراوانى يافت.
نام شهر چنانكه امروز نوشته مىشود شكل اصلى آن كه «عراق» بود را پنهانمىسازد كه بر ناحيه واقع در داخله خميدگى رود قرهسو در جنوب ساوه و مغربقم اطلاق مىشده است ولى منشا اصلى اين نام به احتمال قوى «عراق عجم» استكه از زمان سلجوقيان به بعد به تمام ناحيه شمال غربى ايران اطلاق مىشد، كه آن رااز عراق عرب يعنى بينالنهرين متمايز مىساخت.
خود شهر را در سال 1223 (كذا) سردار يوسفخان گرجى بنياد نهاد و آن رابه عنوان پايگاهى براى تجديد سازمان ارتش ايران به اسلوب امروزى بهكار مىبردو بعد آن را سلطانآباد نام نهاد و از اينرو بر اساس يك نقشه منظم و چهارگوشساخته شده و ديوارههاى آن با برجهاى متعددى محافظت مىشده است.
يكى از فرزندان نامى اين شهر شاعر و روزنامهنگار اواخر دوره قاجاريه ميرزامحمدصادق اديبالممالك اميرى بود.
در «لغتنامه دهخدا» آمده: اراك (سلطان آباد عراق) از شمال محدود استبهفراهان، از مشرق بهخاك قم، از جنوب بهمحلات و كزاز و از مغرب به كوه شازند.
بناى آن جديد و در سال 1189هجرى شمسى توسط يوسفخان معروفبه گرجى در زاويه غربى دشت فراهان بنا شده و شكل آن منظم و به صورت مربعمستطيل است.
در كتاب «سيماى ايران» آمده: بناى اوليه شهر اراك در سال 1231 هجرىقمرى به دستور فتحعلىشاه قاجار به وسيله يوسفخان گرجى (سپهدار) فرماندهپادگان محل بنا گرديد و به نام قلعه سلطانآباد ناميده شد.
در سال 1316شمسى نام «سلطانآباد» به «اراك» تغيير يافت. هدف از ايجادو احداث اين شهر در ابتدا پايگاهى نظامى بوده تا بتواند در حفظ منطقه مؤثر واقعشود به همين جهت است كه ساختمان اوليه شهر به صورت قلعهاى بوده كه چهاردروازهداشتهاست.و درسالهاى صلح وآرامشديوارهاىحفاظتىشهر برداشته شد.
در كتاب «گزارشنامه» مىخوانيم:
اراك نام فعلى شهرى است كه در زمان فتحعليشاه قاجار (1227ه .ق) بهمباشرت يوسفخان گرجى به عنوان قلعه جنگى بنياد گرديد.
قلعه مزبور در سال 1272 به وسيله محمدحسنخان امير نظام برادر ميرزاتقىخان اميركبير تمصير و تشجير شد و از اطراف تجار و كسبه به شهر نو بنياد روىآوردند حتى در اوايل قرن چهاردهم ه .ق يكى از شهرستانهاى بسيار آباد، گرديدو متجاوز از پنجاه كمپانى خارجى در اين شهر شعبه داشته و به كار و كسب مشغولبودند. درسال 1307ه .ق تا1310 كمپانى(انگليسى معروف به) زيگلر قلعهبزرگىدر شهر ساخت كه قسمت اعظم آن بعدها باقى مانده و به قلعه فرنگى معروف شد.
شهر اراك در بدو امر به نام «قلعه سلطانآباد» (به نام فتحعليشاه قاجار)و سپس با حذف عنوان قلعه و نيز با عنوان «شهرنو» در نامههاى موجود آن زمانهاديده مىشود غلامحسينخان و پدر او يوسفخان هردو از سپهداران مورد توجهدولتهاى مربوطه بودهاند نامههايى كه براى آنان فرستاده مىشد با عنوان: «لشگرعراق» و سپس با حذف كلمه «لشگر» بود كه همين لفظ عراق علم شهر گرديد و اسمسلطانآباد به تدريج از زبانها افتاد و در سال 1317شمسى كه راهآهن جنوب از كناراين شهر عبور كرد و ايستگاهى در كنار شهر احداث شد نام ايستگاه را اراك گذاشتندو سپس شايد از طرف وزارت كشور به تمام آباديهاى واقع در سر راه راهآهنبخشنامه شد كه اسم آباديهاى مجاور با ايستگاههاى مربوطه به همان نام خواندهشود از اين رو عنوان «عراق» تبديل به «اراك» گرديد. البته اول كسى كه عراق را اراكخوانده ميرزاآقاخان كرمانى است در اين شعرش: