|
|
|
|
|
سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.
پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.
پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.
محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.
لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
ضروری ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.
سالم ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.
اصلی ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
دوستانه ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
زشت ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟
موقر ترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.
آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
عاقلانه ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.
دست و پا گير ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.
سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.
مخرب ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاريک ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.
صبور ترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
با ارزش ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
قشنگ ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.
رسا ترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.
محرک ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
و هدفمند ترين کلمه((موفقيت)) است...پس پيش به سوی آن. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:46 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
فقط ۳ روز تا محرم حسين (ع) باقي مانده
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:25 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
فقط 4 روز تا محرم حسين (ع) باقي مانده
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10:32 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
با کاروان حسيني |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 14:6 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
هر چند با یک روز تاخیر ... مبارک باشد این عید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:35 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
باور.......
شاید باور کردنی نباشید اما این تقدیر است کاری نمی توان کرد .... نشستن د ر نم نم باران
گذشتن از جوی آب شاید باور کردنی نباشد اما این تقدیر است کاری نمی توان کرد نگاههای در هم تلاقی شده
احساس های پوچ و تهی از گذشتن نگاههای سراسیمه آشفتگی و دلسپردگی شاید باور کردنی نباشد اما این تقدیر است کاری نمی توان کرد چشم های خالی از احساس
دستان خالی از رسیدن و قدم های خالی از برخاستن شاید باور کردنی نباشد اما این تقدیر است کاری نمی توان کرد بودن من در اینجا
از دست دادن فرصتی ناب و عجله ای برا ی یافتن شاید باور کردنی نباشد اما کاری نمی توان کرد این تقدیر است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:27 توسط علي رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام!
امیدوارم که فصل زمستان را با خوبی و خوشی آغاز کرده باشید ودلهایتان همیشه گرم و مهربان باشد. شب چله امسال برای ما بسیار غم انگیز و ناراحت کننده بود ... درست در شب چله یکی از بستگان نزدیکمان فوت کرد (همسر عمو رضا ) مادری بسیار مهربان و صمیمی که هنوزم رفتنش در باورمان نیست ... یکبار دیگر تمام خاطرات کودکیمان در محل زادگاه از جلو چشمانمان رژه رفتند ... من در سکوت غم انگیز خانه عمو رضا میدیدم که همه افراد فامیل سرمای غم انگیز زمستانی را تا اعماق وجود شان احساس کرده اند وهمه در حال مرور خاطراتشان با زن عموی مهربان هستند ... گریه های رسول پسر عموی عزیزم بد جوری دلم را آتش زد...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:41 توسط علي رضا
|
|
||